محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
193
اكسير اعظم ( فارسى )
چون بگيرند پودينهء بستانى چهار مثقال و تخم ابخره بيست مثقال و افيون يك مثقال و اقراص بسيار كوچك بسازند شربتى يك درم به عرق گاو زبان و بادرنجبويه و آنچه ايشان را استعمال او بعد ظهور اثر نضج تا آخر آن نيكو است اين است كه بگيرند مويز صنانى يا هر دوى و ثوم دشتى و مورد تازه هر واحد يك جزو در آب خيسانيده خوب بجوشانند و صاف كرده يك اوقيه از آن بنوشند . و ايضاً تخم كرفس و انيسون و قردمانا هر واحد پنج درم سعتر دشتى و غافث هر واحد هفت درم نانخواه چهار درم شكاعى سه درم مويز ده درم در سه رطل آب بجوشانند تا به يك رطل آيد . و دواى جيد براى ايشان اين است بگيرند نانخواه و سنبل الطيب و پودينه هر واحد ده درم كرويا و انيسون هر واحد هفت درم حلتيت پنج درم زنجبيل چهار درم سليخه سه درم در عسل به قدر كفايت به سرشند شربتى يك درم به آب كرفس و باديان . و ايضاً قرص به اين صفت عصارهء غافث ده درم اسقولوقندريون و طباشير و باديان و سنبل الطيب و زعفران هر واحد پنج درم لك و ريوند هر واحد چهار درم تخم خرفه و تخم خيار هر واحد شش درم به آب كرفس قرص سازند و به سكنجبين بخورند . و چون لرزه اشتداد نمايد قى كردن به آب نيمگرم و سكنجبين آن را نفع كند . و اگر اين كفايت نكند بدان چه مذكور شد به حسب دقت آن را قوى سازند و بتخبير بنطوتى كه در آن شيح و بابونه و مانند آن پخته باشند پارچه پيچيده سخونت را جمع كند . ذكر مسهلات كه بعد نضج بدان محتاج گردند هليلهء كابلى شش درم افتيمون افسنتين هر واحد پنج درم هليلهء زرد عصارهء غافث آمله هر واحد چهار درم تخم كرفس انيسون باديان هر يك دو درم جوشانده از آن بسازند و اسهال به آهستگى نمايند . و يا بگيرند كشمش ده درم هليلهء كابلى افتيمون هر واحد هشت درم شاهتره هفت درم شكاعى قنطوريون غليظ هر يك شش درم غافث بيخ اذخر هر واحد پنج درم در پنج رطل آب بجوشانند تا به يك رطل باز آيد . حب خفيف چون در هر پنج روز يك بار استعمال نمايند در اين تب نافع بود مجرب است افتيمون تربد سفيد هر يك ده درم كرويا انيسون هر يك هفت درم نانخواه هشت درم تخم كرفس باديان هر يك سه درم بسفائج شش درم غاريقون هشت درم نمك هندى پنج درم ايارج فيقرا يازده درم به آب پودينه حبها سازند شربت يك نيم درم . و هرگاه با وجع طحال بود به اين دوا انتفاع يابند و برفق اسهال كند اسقولوقندريون پانزده درم غاريقون دوازده درم هليله سياه ايارج فيقرا هر واحد ده درم هليلهء كابلى افسنتين هر واحد هشت درم شكاعى باداورد كمافيطوس عصارهء غافث هر واحد هفت درم ثمر طرفا بيخ كبر هر يك پنج درم تخم كرفس انيسون باديان هر يك سه درم از آن معجون يا حب سازند تغذيهء ارباب ربع صوابتر آن است كه تدبير ايشان در اول هفته تا سه هفته به قدرى تلطيف مائل گردانند به غير آنكه قوت ضعيف گردد و اين چنان باشد كه از گوشت و زهوهات اجتناب نمايند زيرا كه اين تقليل ماده و تخفيف اعراض برايشان و قصر مدت مرض ايشان نمايد و بعد از آن لابدست از انعاش قوت به مثل ماهى رضراضى و بيضهء نيمبرشت و بچهء ماكيان و تيهو . و هرگاه مريض به مدت مثل مدتى كه در آن زهومات منع است برسد و آن سه هفته است و مرض كم نگردد از مراعات قوت چاره نباشد و خورانيدن غذائى كه آن قويتر است مثل گوشت ماكيان و بره و بزغاله و پرندهء نرم گوشت مانند تدرو و دراج و ماهى جيد كه بزرگ جثه نباشد و بدان كه شرط در غذاى صاحب ربع آن است كه جامع چهار خصلت باشد يكى آنكه نافخ نباشد بلكه محلل نفخ مولد از سودا بود دوم آنكه غليظ نباشد بلكه ملطف غليظ بود سوم آنكه قابض نبود بلكه ملين شكم باشد چهارم آنكه خون متولد از آن محمود بود و اكثر غذا كه چنين باشد آن است كه در آن حرارت و رطوبت بود و كيفيت تغذيه قبل نوبت و اختيار ساعات و كميت تقديم در باب تدبير غذا در علاج كلى حميات عفنى معلوم شده . و ايضاً معلوم كردهاند كه گاهى احتياج به غذا در وقت نوبت و قريب آن به سبب مذكور در آنجا مىشود و ليكن صواب آن است كه تب بر خلو شكم ملاقى گردد تا طبيعت بمادهء غذا غير مادهء مرض مشغول نشود تا آنكه مادهء مرض را دفع كند و شراب سفيد رقيق ربع را نافع بود . صاحب كامل گويد كه هرگاه علامات غلبهء خون يافته نشود فصد نشايد كرد و نه استفراغ به چيزى از ادويهء مسهله در بول امر كنند مادام كه خلط خام باشد ليكن مىبايد كه طبيعت معتدل به نرمى اندك به استعمال اغذيهء ملين شكم مثل بقول معمول بمرى و سركه و زيت باشد چون اسفاناخ و چقندر و سرمق و شورباى خروس و قنبره و مويز خراسانى و آلوى شيرين و انجير خشك به اندك مغز قرطم . و هرگاه طبيعت قبض شود تليين او به آب آلوى شيرين و مويز و سنا و خيارشنبر و ترنجبين با ماء الجبن به شكر و مانند آن بايد كرد . و اگر به اين دوا طبع گرم نگردد حقنهء لين به آب چقندر و روغن كنجد و مرى استعمال نمايند و بايد كه تعديل غذا در اين تب كنند و در آن غذاى غليظ عسر الانهضام استعمال نكنند كه در مادهء تب افزايد و غذاى